تبليغاتX
یادداشتهای طاها

یادداشتهای طاها

یادداشتهای گاه و بیگاهانه!

از صبح که اومدم دارم درباره اش میشنوم، پشت خط یه دوست گریه میکنه و درباره اش میگه.

یه کم بعدتر دوباره یه دوست دیگه زنگ میزنه و میگه و میگه و گریه میکنه. نمیتونم پیداش کنم. لعنتیا همه رو فیلتر کردن. یه دوست دیگه لینکش رو میفرسته. صبر می کنم تا لود بشه و بعد نگاه میکنم. همه چی در عرض چند ثانیه اتفاق میافته. اونقدر سریع که نمیدونی باید چه عکس العملی نشون بدی. دوباره و سه باره و چندباره نگاه میکنی. هیشکی نیست . همه رفتن و با خیال راحت بلند بلند گریه می کنی.

نمیدونی به حال کی. خودت یا اونی که معصومانه داره نگاه میکنه و خون چهره اش رو پوشونده. صدای هلی کوپترا میاد. همزمان داری بیانیه جدید میخونی و میلهایی رو که دعوت می کنن به تجمعات خودجوش و ...

نمیدونم به کجا میرسیم، نمیدونم کی تموم میشه، نمیدونم کی تو فضایی نفس می کشیم که بوی آزادی میده ...

نمی دونم نمی دونم نمی دونم...

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 17:20  توسط طاها  | 

از آنجاییکه شما ملت غیور ایران به خرداد پر از حادثه عادت دارید، وقوع حادثه تولدمان را با یک روز تاخیر( لعنتیا  کاری کردن که آدم تولدش یادش میره!) به خودمان تبریک می گوییم. قطعا این حادثه حقیقت داشته و کلیه مدارک و اسناد آن در بیمارستان محل تولد اینجانب موجود است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 10:50  توسط طاها  | 

     

        میزان رای، حکومت است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 9:12  توسط طاها  | 

خوب میدونید که الان بحث انتخابات از نون شب هم واجب تره !

پس:

ویژه نامه انتخاباتی دست انداز  را از دست ندهید!

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 9:31  توسط طاها  |