-من خوشحالم ! خیلی زیاد.
- من احساس غرور می کنم از اینکه در بزنگاههایی مثل حوادث و اتفاقات اخیر خیلی از معادلات بهم میخوره،خیلی از آدمهایی که فکرش را هم نمی کنی هم رنگ می شوند با همه. با همه آنهایی که به دنبال فردایی بهتر هستند. از اینکه هموطنان و همفکران تو هر جا که باشند هوای تو را دارند. و هوای جوانه کوچکی که در دل تو و امثال تو روز به روز بزرگ تر می شود.
- من دوست دارم تمام کسانی را که بی ملاحظه به قدرتهای به ظاهر بزرگ تر حرف خود را می زنند، و تا ته اش ایستادند. ( آقا مخلصیم!)
- من کیف می کنم از این همه ابتکار و ذهنهای خلاق هموطنانم که از هر وسیله برای ابراز نارضایتی و به قولی اعتراض مدنی! استفاده می کنند. ( خداییش این ایده ۳۰ تیر از کی بوده؟!)
- من یادم می آید روزگاری نه چندان دور را که دلخور بودم از حضوری که حضوری دیگر را منع کرد. من دلخور بودم و ناامید. من اما امروز دلگرمم به حضوری که حضورش ملتی را دوباره به صحنه کشاند.
- من حالم خوبه!

