مشکل من با نقطه نامعلومی به اسم " ته دل" مشکلی است که سر دراز دارد! حالا صرف نظر از اینکه این نقطه نامعلوم در كجاي ناکجا آباد کالبد آدمها قرار گرفته، مشكل اساسي من با اين ته دل داستان ديگري است:
فرض كن كه شواهد و ظواهر و قرائن و مدارك و اسناد و گزارشات هواشناسي و پيش بيني نوستراداموس و قمر خانم اينا و ... مي گويند كه : نه! اين كار نميشه! آخر عاقبت نداره، اگه بشه سوسك ميشي و اينا. امادقيقا در همچين زماني اون نقطه نامعلوم كه " ته دل" اسمشو گذاشتن ميگه: نه! خيلي هم خوبه، خيلي هم ميشه و خيلي هم آخر عاقبت داره! و حتما حتما هم ميشه.
حالا بايد چي كار كرد؟ به اين نقطه نامعلوم اعتماد كرد يا پيش بيني قمر خانم و شواهد و قرائن...؟
اصلا اين نقطه نامعلوم وجود خارجي دارد؟ ندارد؟ مثلا اگر عكس راديولوژي بگيري، ميتوني از دكترت بپرسي كه ته دل رو نشونت بده؟
كلا ما بايد چه خاكي با اين ناكجاآباد بر سر مبارك بريزيم؟!
