تبليغاتX
یادداشتهای طاها - کارگران مشغول کارند!

یادداشتهای طاها

یادداشتهای گاه و بیگاهانه!

-  این روزا تیشه برداشته و زده به ریشه ی هر چی که بهش اعتقاد داره! میگه باید مثل یه شخص بی طرف از اول اول اول همه چی رو ببینه و  قضاوت کنه.

- یه نوار زرد از همونا که روش نوشته کارگران مشغول کارند، خطر! ، کشیده دورتا دور ذهنش و  گذاشته که  هر چی شک و سوال تو این عالم هست  کار خودشون بکنن!

- این روزا میخنده به معنی کلمه حقیقت و  بیشتر به اونایی که ادعا میکنن حقیقت رو میدونن و کشفش کردن.

- این روزا عاشق اون داستان اساطیری سرخ پوستا شده که میگه حقیقت یه جام بود که خدا از آسمون داشته میفرستاده رو زمین و  شیطون هم نامردی نکرده و بین زمین و آسمون تیر زده بهش و جام بنده خدا رو تیکه تیکه  کرده و هر تیکه اش افتاده یک گوشه این عالم . از اون روز هر کی که یه تیکه از این جام رو پیدا کرده ادعا میکنه که حقیقت اون چیز یه که دست منه!

- این روزا میخنده به اونی که بالای سرشه و از اون نگاهایی میکنه که بچه ها موقع خرابکاری کردن به پدر مادرشون میکنن. می دونه که اونی که بالای  سرشه هم داره میخنده به این تخس بازیها و شلنگ تخته انداختناش!

- این روزا همش میخونه:

یا رب از ابر هدایت برسان بارانی....

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:31  توسط طاها  |